X
تبلیغات
رایتل

نماز

هدف خلقت و هدف دین ،نماز و یاد خداست
دوشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1390

لا جبر فی الدین

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

لا اکراه فی الدین 

 

یکی از جهالت های ما  دیکتاتوری در سطح فردی ، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی و ... است. ما یک جوجه مستکبر هستیم اما خبرنداریم. قرآن از صفت جبار یا زورگو به بدی یاد کرده و تنها زورگوی برحق در عالم خداست و اگر خدا جبار نباشد جهان خرتوخر می شود و فساد آن را می گیرد . الان جهان کاملا بر عدالت و میزان است و هیچ موجودی مختار نیست که بر خلاف اراده ی الهی حرکتی کند .یعنی شخصی که ظاهرا گناه می کند عملا بر مبنای حکمت و حکم الهی است اما قصد و نیت او متکبرانه است و فکر می کند دارد حکومت می کند. 

هست کرها گبر هم یزدان پرست  

لیک قصد او مرادی دیگرست 

 

قلعه ی سلطان عمارت می کند 

لیک دعوی امارت می کند 

 مثنوی 

 

خداوند مستقیما خودش کسی را عذاب نمی کند بلکه همین آدم به ظاهر بد مامور عذاب است و باز دیگری او را عذاب می کند. و لذا همه ی ما بندگان خدا هستیم اما فکر می کنیم ارباب هستیم. 

در احکام تشریعی جبری نیست اما متاسفانه علمای نادان با جبری کردن آن ،هم خود و هم پیروان خود  را به عذاب دردناک گرفتار می کنند. 

خداوند در قرآن به روشنی بیان کرده که ای پیامبر تو فقط دعوت کن همین(وَمَا أَنتَ عَلَیْهِم بِجَبَّارٍ ق 45) و حتی ابلیس هم که به نوعی مامور الهی است فقط دعوت می کند و بس . 

 

البته هرکاری دنباله دارد و هر عملی عکس العملی دارد و لذا انسان مجبور به انجام عملی نیست اما مجبور است پیامد آن را بپذیرد. قوانین تشریعی اختیاری است و تغییر پذیر . لذا ادیان متعدد و شریعت های رنگارنگ داریم اما قوانین تکوینی اجباری است و غیر قابل تغییر. نه کسی می تواند آن را بیان کند و یا باطل کند . از ازل تا ابد بوده وهست و خواهد بود. ما حتی نمی توانیم اسمی از آنها ببریم زیرا آنچه می گوییم در حقیقت مثل و گمان و فکر و خیال است و نه واقعیت. لذا حقیقت گفتنی و فهمیدنی نیست حقیقت دیدنی و شنیدنی است آنهم با چشم دل و گوش دل. 

 

أَفَمَن یَمْشِی مُکِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن یَمْشِی سَوِیًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ  

آیا کسی که به رو افتاده حرکت می‏کند به هدایت نزدیکتر است یا کسی که راست قامت در صراط مستقیم گام برمی دارد؟!(ملک 22) 

انسان وقتی آزادانه زندگی کند بر مبنای نور الهی هیچگاه  تحت فشار زور نیست و راست راه می رود اما وقتی خداوند او را تنبیه کند نه با شلاق بلکه شکنجه ی نادانی . چنین شخصی سینه خیز راه میرود و همیشه خسته و زخمی و خشمگین است . 

 

خداوند جبار است اما در احکام تکوینی و دموکراتیک است در احکام تشریعی و تکلیف او متغیر است زیرا بر مبنای توانایی است (لایکلف الله نفسا الا وسعها) مثلا در قرآن احکام روزه داری تغییر می کند زیرا عرب های عربستان تحمل آن را نداشتند و خداوند کلی تخفیف داد و آسان شد یعنی متناسب با توان آنها شد و حتی اگر کسی نمی تواند کلا روزه بگیرد و مثلا تحمل گرسنگی ندارد می تواند بجای آن مساکین را اطعام کند.