X
تبلیغات
رایتل

نماز

هدف خلقت و هدف دین ،نماز و یاد خداست
دوشنبه 15 آبان‌ماه سال 1391

مثبت اندیشی از منظر عرفانی(6)


۴-یکی از میوه های شیرین آگاهی، توکل است و از بین رفتن حرص و سختی است. خداوند خالق اعمال بیرونی ماست اعمال ما را خداوند انجام می دهد چه بدانیم و چه ندانیم اما ما خالق افکار خود هستیم. از این رو نسبت اعمال به ما مجازی است. (( و الله خلقکم و ما تعملون))37/96

بما افعال را نسبت مجازی است        نسب خود در حقیقت لهو و بازیست

گلشن راز

پس ما اراده می کنیم اما کارگزاران الهی که همان موجودات مادی و جسم ماست وکیل ما هستند تا اراده ما را عمل کنند ( والله علی کل شی وکیل)11/12 حتی ما نمی توانیم در جهان خارج صحبت کنیم و کارگزاران الهی و خداوند وکیل است ( والله علی ما نقول وکیل)28/28

اما آنچه خداوند انجام می دهد نیک است از این رو ما هیچگاه در جهان خارج فحش و ناسزا و بدگویی نمی شنویم. پس جواب ما به بدگویی و ناسزاگویی دیگران، جوابی مثبت است فحش دیگران را با سلام پاسخ می دهیم زیرا دیگران در دل خود می توانند به ما فحش دهند اما وقتی عملی شد از خدا می دانیم نه از دیگران و فعل خداوند برای ما محترم است.

هیچ کس نمی تواند هر چه می خواهد انجام دهد زیرا بین اراده قلبی و عمل ظاهری، خداوند حایل و مانع است ( انّ الله یحول بین المرء و قلبه)8/24

ارده ما بخداوند می رسد اگر خداوند اراده ما را تنفیذ و قبول کردند آنگاه جسم و قالب ما دستور خدا، اراده ما را عملی می کند خداوند هم براساس حکمت عمل می کند اگر خواسته ما با حکمت او هماهنگ باشد عملی می شود ( بساری از انسانها می فهمند که بارها اراده کاری را می کنند و وسایل آن هم مهیاست اما عملی  نمی شود گویا موجود دیگری هم وجود دارد که مانع عملی شدن میشود و آن خداست). انسان دانا می فهمد که خداوند از او داناتر است لذا اراده خداوند را بهتر و برتر از اراده خود می داند، از این رو تسلیم حکم حق است و بجای زحمت از رحمت الهی برخوردار می شود.

مرده باید بود پیش حکم حق     تا نیابد زحمت از رب الفلق

مثنوی

انسان حکیم هرچه می خواهد دقیقا همان چیزی است که خدا می خواهد از این رو به اوج رضایت و رضوان الهی می رسد. از دعا هم بی نیاز می شود زیرا چیزی غیر از تقدیر الهی نمی خواهد. گویا در بهشت است زیرا هر چه می خواهد برای او آماده است( و ما تشاءون الّا ان یشاءالله)81/29

5-مثبت اندیشی عرفانی به ما می آموزد که هیچ جنگی در جهان خارج وجود ندارد زیرا فرمانده همه موجودات بیرونی یکی است. این جهان یک کارگردان بیشتر ندارد. از این رو تمام جنگهای بیرونی، نمایشی و سمبلیک و بازی هستنتد. با اسلحه قلّابی و شمشیر چوبین با هم می جنگند. اما چون نمایشی است، واقعی جلوه می دهند. همه چیز آن شوخی و بازی معنادار است.

جهان را نیست هستی جز مجازی           سراسر کار او لهو است و بازی

گلشن راز

 مولانا می فرماید: موسی و فرعون در درون توست و جنگ آنها در درون تو واقعی جلوه می کند در حقیقت یک نفر است که دو نقش را بازی می کند. وقتی به آگاهی برسی می فهمی صلح مطلق در جهان حاکم است. اگر به بی رنگی برسی و پشت صحنه را هم در نظر بگیری می فهمی که موسی و فرعون ییرونی با هم آشتی دارند و هر دو به دستور خدا جهت تعلیم تو با هم جنگ می کنند.

چونکه بیرنگی اسیر رنگ شد       موسی با موسی در جنگ شد

چون به بیرنگی رسی کان داشتی       موسی و فرعون دارند آشتی

مثنوی

صلح از امور مثبت است و در جهان مثبت بیرونی حاکم است اما جنگ از امور منفی است و تنها در پندار جاهلانه ما جریان دارد. انسان عاقل هر چند در بیرون علی الظاهر دشمن دارد اما در درون خود با همه دوست است و با هیچ کس و هیچ چیز دشمنی ندارد.