X
تبلیغات
رایتل

نماز

هدف خلقت و هدف دین ،نماز و یاد خداست
دوشنبه 25 مهر‌ماه سال 1390

متهم اصلی (۸)

به نام او که تنها او کارمی کند. 

 

 

در عهد داود جوانی هفت سال دائما دعا می کرد وروزی حلال بدون زحمت و کار می خواست و می گفت خدایا مرا تنبل آفریدی و اهل کار نیستم پول مفت بده تا اینکه در یک شامگاهی با زاری و تضرع دعا میکرد و یک هو گاوی دوان دوان به درب خانه ی او آمد و با شاخ خود درب را شکست و وارد خانه شد و آن جوان به خیال اینکه دعای او مستجاب شده گاو را کشت و گوشت آن را قربانی کرد و تا این که صاحب گاو پیدا شد و آن را طلب کرد و جوان گفت این گاو از طرف خدا آمده و خلاصه خلق جمع شدند و به طرفداری از صاحب گاو پیش حاکم و قاضی رفتند تا حکم کند و داود هم در ابتدا حق را به جانب صاحب گاو داد ولی وقتی استدلال جوان را شنید کمی گیج شد و یک روز فرصت خواست و در خلوت شبانه به نماز ایستاد و رمز و راز قضیه بر او فاش شد و صبح از مالک گاو خواست نه تنها باید از پول گاو بگذرد بلکه با توجه به اینکه ثروتمند است باید کلی هم به جوان پول بدهد و آن مرد عصبانی شد و از کوره در رفت که این چه قضاوتی است و مردم هم طرفدار آن مرد بودند و بر علیه داود شورش کردند نکند داود دیوانه شده و بر خلاف عقل حکم می کند اما داود دستور داد دست و پای آن مرد را ببندند و به طرف یک درخت قدیمی در اطراف شهر رفتند و دستور داد که اطراف آن را بکننند و یک چاقو و استخوانها و سر یک فرد را پیدا کردند و بر دسته ی چاقو نام آن مرد حک شده بود که غلام مقتول بوده و او را کشته و با کنیز او ازدواج و ثروت او را بالاکشیده و طبق حکم شرع خودش باید قصاص و تمام اموال او و حتی زن و فرزندان او متعلق به جوان است و او را با چاقوی خودش می کشند و نه تنها آن جوان از دادن پول گاو معاف می شود بلکه دعای او هم مستجاب و یک ثروت فراوان و بی زحمت نصیب او می شود. 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ 

تمثیل : 

نفس :صاحب گاو  

گاو : علت و معلول  (جهان مادی) 

جوان :عقل  

 

عقل انسان اسیر گاو تن است و تا آن گاو را نکشد به ثروت معنوی نمی رسد و نفس انسان متهم اصلی است که دیگران را متهم می کند و باید او را هم کشت. 

 

نفس خود را کش  ، جهان را زنده کن 

خواجه را کشته ست ، او را بنده کن 

 

مدعی گاو ، نفس تست ، هین 

خویشتن را خواجه کرده ست و مهین 

  

آن کشنده ی گاو ، عقل تست ، رو 

بر کشنده ی گاو تن منکر مشو  

عقل اسیر ست و همی خواهد ز حق 

روزیی بی رنج و نعمت بر طبق  

روزی بی رنج او موقوف چیست؟ 

آنکه بکشد گاو را ، که اصل بدیست 

بعد مولانا می گوید استدلال ضد وحی است و قرآن و پیامبران اهل استدلال نیستند اهل معجزه هستند و معجزه یعنی دور زدن اسباب و عللل.  

خدایا روزی بی زحمت می خواهیم 

بی طبیب و دارو شفا یابیم  

 

البته انسان باید زحمت بکشد و دارو بخورد اما می داند این ها بازی است و خداوند می تواند بدون اسباب هم ما را به هدف برساند. 

 

انسان اگر خداشناس شود دنیا بهشت می شود و بدون کار و زحمت می خورد و می خوابد و لذت می برد. 

زیرا اهل دعاست فقط درخواست می کند حتی کار او نوعی تفریح و لذت است و نه رنج و تعب. 

لذا تنها کار مومن درخواست و طلب است و دگر هیچ . بقیه اتوماتیک انجام می شود و نه با فشار و زحمت !!!!!